نوجوانان مبتلا به افسردگی بشدت احساس ناامیدی و بی ارزشی می کنند. آنها بندرت لبخند می زنند، مات به نقطه ای خیره می شوند و مدام اشک آلوده و مضطرب هستند. تمایل به فعالیت های معمولی در آنها از بین می رود و ممکن است برای انجام هر کاری احساس خستگی کنند.
دختران افسرده، معمولا گرایش به گوشه گیری دارند در حالی که در پسران افسردگی به صورت بیش فعالی، بی قراری، برانگیختگی و پرخاشگری خود را نشان می دهد. افسردگی کودکان در سنین مدرسه با تحریک پذیری، مجادله جویی و در نوجوانان با احساس گناه و ناامیدی همراه است.
برای دانش آموزان افسرده متمرکز شدن بر چیزهایی که مستم تلاش ذهنی مداومند، دشوار است. این عدم تمرکز ممکن است به کسب نمره های پایین در مدرسه بینجامد.
آنان معمولا حضور در مدرسه را دشوار می دانند و نسبت به رفتن به آنجا اکراه دارند. آنها از اضطرابی رنج می برند که ریشه در افسردگی شان دارد
معمولا نشانه های افسردگی در دانش آموزان عبارتند از:
مشکلات جسمانی مداوم و بدون دلیل: مانند ابراز شکایت از دل درد، سردرد و تهوع .
کاهش یا افزایش چشمگیر وزن: تحقیقات نشان داده است کودکان افسرده حدود پنج کیلو از کودکان غیرافسرده سبک تر هستند. افزایش وزن چشمگیر نیز می تواند به افسردگی کودکان مربوط باشد هرچند معمول نیست.
ابراز اندوه یا ناامیدی: به طور مداوم، ابراز اندوه و ناامیدی کردن به صورت کلامی مانند این که هیچ وقت نمی توانم کاری را درست انجام بدهم.» یا دیگر هیچ وقت خوشحال نخواهم بود.»
عزت نفس پایین: احتمال افسرده شدن کودکانی که عزت نفس پایینی دارند، بیشتر است. معمولا کودکان افسرده می گویند من احمق هستم» یا من همکلاسی هایم را دوست دارم، اما آنها مرا دوست ندارند.»
نگرانی مداوم و بیش از اندازه: همه کودکان گهگاهی نگران می شوند، اما زمانی که این نگرانی و اضطراب زندگی آنها را مختل کند و بر نمره ها و لذت بردن شان تاثیر بگذارد، می تواند نشان دهنده افسردگی باشد.
تغییر الگوی خواب: برخی کودکان افسرده، دچار اختلالاتی در خواب شان می شوند. برای مثال نیمه های شب بیدار شده و نمی توانند دوباره بخوابند، عده ای دیگر نیز بیشتر صبح ها بیش از اندازه می خوابند و در طول روز چند بار چرت می زنند.
انرژی کاهش یافته یا خستگی: کودکان افسرده معمولا خسته به نظر می رسند، خیلی آهسته حرکت می کنند و صبح ها به زور از خواب بیدار می شوند.
رفتارهای خصمانه یا پرخاشگری تحریک: کودکان به طور طبیعی تندخو نیستند، نزاع بیش از اندازه و بی دلیل با دوستان و همکلاسی ها، درگیر شدن مداوم با پدر و مادر، انجام ندادن وظایف مقرر و آزار حیوانات از علائم افسردگی کودکان است.
بی میلی نسبت به مدرسه رفتن: انجام این کار برای یک بار مهم نیست، اما تکرار آن به صورت یک الگو می تواند علامتی هشداردهنده باشد.
افت تحصیلی: نمره های تحصیلی یک کودک افسرده که ممکن است دچار افت ناگهانی شود یا بتدریج طی یک دوره چند ماهه کاهش یابد.
تمایل اندک به بازی با همسالان: کودکی که از دوستان خود کناره گیری می کند و دوست جدیدی هم پیدا نمی کند، ممکن است افسرده باشد.
مهارت های مراوده ای ضعیف: بسیاری از کودکان افسرده تمایل دارند که با لحن آرام و یکنواخت و غیرمعمولی صحبت کنند. معمولا آنها با یک یا دو کلمه پاسخ شما را می دهند.
فکر کردن درباره فرار از خانه یا تلاش مکرر برای انجام آن: چنین افکار یا اعمالی، ناخشنودی یا ناکامی شدید را آشکار می سازد و به خواست کودک برای فرار از مشکلاتی که آنها را مغلوب کنند، مرتبط است.
افکار بیمارگونه یا تمایل به خودکشی: کودکانی که به آسیب رساندن به خود می اندیشند، درباره مرگ و مردن رویاهایی در سر دارند، یا در نقاشی ها یا داستان های خود موضوع مرگ را مکرر آشکار می سازند، معمولا افسرده هستند.
دانش آموزان افسرده معمولا فرزندان خانواده های پرتنش هستند، در نتیجه هر آنچه معلمان بتوانند علاوه بر دانش آموزان برای خانواده های آنان نیز انجام دهند، می تواند کمک کننده باشد.
زمانی که حضور دانش آموز در مدرسه به دلیل بیماری های فیزیکی کم می شود و این در حالی است که هیچ علامت فیزیکی ظاهری وجود ندارد یا با دیدن علائمی مانند تمرکز ضعیف دانش آموز، بی حالی، خستگی، کمبود انرژی و انگیزه محدود، بی اشتهایی، ناتوانی در تصمیم گیری، ارتباط ضعیف با همکلاسی ها، ضعف یادگیری؛ معلمان با آگاهی از این علائم می توانند متوجه مشکل دانش آموز شوند.
شرکت در فعالیت ها می تواند به دانش آموزان افسرده احساس هدفمند بودن بدهد. معلمان در تشویق این روال از جایگاه خوبی برخوردارند. برای دانش آموز افسرده مشغول بودن به فکرهای منفی می تواند مانعی در برابر یادگیری باشد. این دانش آموزان باید مرتب تشویق شوند.
نقش معلمان:
همچنین معلمان می توانند برای کمک به این دانش آموزان، به آنها مسئولیت بسپارند.
چنانچه مسوولان مدرسه بویژه معلم کلاس آشنایی و آگاهی کامل از اثرات هر یک از عوامل ذکر شده بر دانش آموز و روش های مناسب هدایت فعالیت های آموزشی در جهت تامین نیازهای عاطفی و اجتماعی او را نداشته و بموقع از وی حمایت نکنند، چه بسا تنش ها و فشارهای وارد شده بر دانش آموز اثرات منفی و درازمدتی بر وی باقی بگذارد.
از دیگر وظایف مدرسه در پیشگیری از افسردگی دانش آموزان، تجهیز آنان به کسب مهارت هایی برای تعارض های شخصی و بین فردی و ارائه واکنش های موثر در اوضاع دشوار زندگی است.
تقویت مهارت های اساسی ارتباطی دانش آموزان بخصوص توانایی گوش دادن، ابراز همدردی، رشد خودباوری و اعتماد به نفس، علاوه بر این که باعث می شود آنان در شرایط دشوار مانند خشونت، زورگویی و. تجهیز شوند، موجب می شود دانش آموزان با استفاده از این مهارت های آموخته شده آماده شوند تا در آینده در محیط وسیع اجتماعی نقش خود را بخوبی ایفا کنند.
من می توانم به عنوان یک دانش آموز برای داشتن مدرسه ی شاد چنین کنم:
1- پیشنهاد به معاونان برای برگزاری اردو های درون و بیرون مدرسه
2- پیشنهاد به معاونان برگزاری مراسم مختلف (مانند یلدا، چهارشنبه سوری، نوروز و .) برای جلوگیری از روزمرگی در مدرسه
3- پیشنهاد به معلمان جهت تدریس جذاب درس مربوطه
4- دوست شدن با افراد شاد
درباره وضعیت نشاط مدارس، سید محمد بطحایی وزیر آموزشوپرورش معتقد است که امروز مدارس از شادابی و نشاط فاصله گرفتهاند و این فاصله در حال افزایش است بهگونهای که سرزندگی و شادی در مدرسه کمرنگ شده است؛ البته این سخنان او را از طریق همکلام شدن با خانوادهها و دانشآموزان بهوضوح درخواهیم یافت.
هرچند آموزشوپرورش گامهایی را برای حذف استرس و ایجاد نشاط در مدارس برداشته است و دراینباره میتوان به تصمیم اخیر مسئولان این وزارتخانه برای حذف آزمون ورودی برخی مدارس و تلاش برای کوتاه کردن دست مؤسسات خصوصی از مدارس ابتدایی اشاره کرد اما این کار با خطاهایی همراه بود که منجر به شکلگیری مشکلات مدارس سمپاد در دوره متوسطه اول و بالطبع ایجاد استرس جدید برای بخش دیگری از دانشآموزان شد.
منبع: جوان آنلاین
با توجه به اینکه فقر یکی از مشکلات خانوادگی است و نقش بسزایی در نشاط نوجوانان و دانش اموزان دارد می توان گفت فقر و شادی قطعاً رابطه ی عکس دارند و با توجه به اینکه بالغ بر 13 میلیون و 326 هزار نفر (بنا بر گزارش مرکز پژوهش عای مجلس در آذر 97) در ایران زیر خط فقر مطلق هستند می توان گفت شاد بودن در چنین وضعیتی سخت است.
علاوه بر فقر مشکلات خانوادگی دیگر مانند اختلاف بین پدر و مادر، طلاق والدین، از دست دادن یکی از اعضای خانواده، اعتیاد یکی از اعضای خانواده و . اشاره کرد
در یک مطالعه بینالمللی، کودکان کره جنوبی جزو غمگینترین دانشآموزان شناخته شدند.
این مطالعه از سوی موسسه خیریه انجمن کودکان» و روی تقریبا 53 هزار دانشآموز 10 تا 12 ساله در انگلیس، آلمان، نروژ، کره جنوبی، لهستان، استونی، اسپانیا، ترکیه، رومانی، الجزایر، آفریقای جنوبی، آمریکا، اتیوپی، کلمبیا و نپال انجام گرفته است.
در این فهرست کرهجنوبی در جایگاه پانزدهم یعنی در آخر جدول قرار گرفته و پایینترین رتبه را کسب کرده و پس از کرهایها، کودکان انگلیسی عنوان غمگینترین دانشآموزان را در این گروه به خود اختصاص دادهاند. در این گزارش تاکید شده دلیل این نیتی آن است که این دانشآموزان در فضای مدرسه بیشتر در معرض خشونت و زورگویی قرار میگیرند. به همین دلیل کودکان کرهای و انگلیسی نسبت به کودکان سایر مناطق در این مطالعه در فضای مدرسه غمگینتر هستند.
منبع: خبرگزاری ایسنا
در مدارس دانمارک دانش آموزان نقش گوش دهندگان را ایفا نمی کنند و در فرآیند تدریس مشارکت دارند. این نظام آموزشی بر پایه پرسش و پاسخ و شک افکنی است. معلم در فرآیند تدریس درباره ی موضوع مشخصی شک آفرینی می کند تا دانش آموزان هر یک رأی و نظر خود را ابراز کنند. احترام گذاشتن به خود» از جمله اصول مهم آموزشی در کشور دانمارک است.
سیستم آموزشی دانمارک بر پایه این نیست که دانش آموزان خود را برای امتحان آماده کنند بلکه شوق به دانستن، دانایی و پیشرفت فردی و شخصیتی دانش آموز را اساس کار خود قرار می دهند. آن ها دانش آموزان را به این درک می رسانند که همه شبیه هم نیستند و هر کسی استعداد منحصر به فرد و ویژه خود را دارد و باید جایگاه مناسب با ویژگی های فردی خود را در جامعه پیدا کند. این تفکر در مدارس دانمارک وجود دارد که همه و بدون استثنا خوب و مستعدند و به جایگاه و موقعیت مناسبی خواهند رسید؛ به همین دلیل نمره در مدارس دانمارک بی معناست و دانش آموزان که به دستاوردهای بالا می رسند دارای حق ویژه ای نسبت به دیگر دانش آموزان نخواهند بود. در عوض به آن ها می آموزند که چگونه شخصیت خود را گسترش دهند.
اصول آموزشی در دانمارک در مرحله اول به تشویق برای توسعه خود و خود پروری استوار است. بر اساس قانون مدارس این کشور، مدرسه فقط مسئولیت آموزش مهارت های اولیه را ندارد بلکه باید به دانش آموزان برای داشتن و کسب یک شخصیت قوی و چند بعدی و گسترده کمک کنند. این هدف حتی پیش از ورود به مدرسه و در پیش دبستانی ها و مهدکودک های دانمارک هم پیگیری می شود. مربی مهد کودک قبل از ورود کودک به مدرسه باید دایره واژگانی او را توسعه بخشیده و روح بخشش و مسامحه و حضور فعال در جامعه را در آنان تقویت کند.
در مدارس دانمارک دانش آموزان خود باید در جستجوی اطلاعات باشند تا تجارب خاص خود را به دست بیاورند و منابع را با استقلال و با تکیه بر شخصیت خود تحلیل کنند. جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن بر عهده خود دانش آموز است. در مدارس دانمارک دانش آموزان نقش گوش دهندگان را ایفا نمی کنند و در فرآیند تدریس مشارکت دارند. این نظام آموزشی بر پایه پرسش و پاسخ و شک افکنی است. معلم در فرآیند تدریس درباره ی موضوع مشخصی شک آفرینی می کند تا دانش آموزان هر یک رأی و نظر خود را ابراز کنند. احترام گذاشتن به خود» از جمله اصول مهم آموزشی در کشور دانمارک است. خلاقیت، طرز تفکر انتقادی، ابتکار عمل داشتن در جامعه نیز به آنها آموخته میشود. در این فرآیند حفظ کردن مطالب درسی اهمیت ناچیزی دارد.
در دانمارک نتیجه و نمره دانش آموزان مهم نیست، بلکه آنچه بیش از همه چیز اهمیت دارد این است که دانش آموزان مدارس و دانشجویان دانشگاه ها از آموختن لذت ببرند و به پایان تحصیلات به عنوان پایان رنج های خود نگاه نکنند.
منبع: تابناک
یکی از عوامل مهم که مانع از احساس شادی در دانش آموزان می شود زود شروع شدن مدارس است. اکنون می خواهیم به ساعتی که مدارس در دیگر کشور ها شروع می شند نگاهی بیندازیم.
آمریکا و کانادا: مدارس ابتدایی معمولاً از ساعت 8:30 تا 3 یا 3:30 بعد از ظهر
اسپانیا: مدارس ابتدایی در صبح از ساعت 9-12:30 و در بعد از ظهر ساعت 3:30-5
فرانسه: شروع کلاس ها معمولاً 9-4:30 و کالج ها از ساعت 8:30-5
فنلاند: شروع کلاس ها معمولاً بین ساعات 9-9:45 صبح شروع می شود.
ژاپن: شروع کلاس ها ساعت 8:30 صبح و پایان آن حدود 3:50
چین و برزیل: مدارس این دو کشور جزء کشور هایی هستند که مدارس در آن ها بسیار زود شروع می شود آن هم در ساعت 7:30 صبح البته چین قصد تغییر این ساعت را داد.
منبع: خبرفوری
براي دست يابي به تحقق آرمانهاي مربوط به شادابسازي مدارس بايد تحولات جدي در نگرش مديران و مسئولان نظام آموزشوپرورش ايجاد كرد. در واقع شادابسازي مدارس را بايد در ابعاد ظاهري و ابعاد معنوي جستوجو کرد. با توجه به اينکه جامعه فردا را فرزندان امروز ما اداره خواهند کرد، اگر خوب تعليم بيابند و تربيت شوند جامعه نيز شاداب و منظم و خوشبخت و سالم خواهد بود. در غير اين صورت، هيچ اميدي نيست. براي اينکه سلامت جسماني و رواني دانشآموزان حفظ شود، بايد سعي کنيم با شناسايي عوامل مؤثر بر شادي، موجبات تقويت عوامل مثبت و تقليل عوامل منفي مؤثر بر شادي را فراهم کنيم. از آنجا که شادي بزرگترها عامل مؤثر در شادي و نشاط کودکان است و اوليا و مربيان غمگين نميتوانند فرزندان و دانشآموزاني شاد تربيت کنند، از اينرو با ارائه نظام اعتقادي براي دستيابي به شادي، ميتوان به افزايش شادي در ميان افراد جامعه کمک کرد. به اين ترتيب، مردم ميتوانند تغييري مثبت در زندگي خود به وجود آورند، احساس پيشرفت و لذت در زندگي داشته باشند و به شادي و مسرت دائمي دست يابند و فقط در اين صورت است که ميتوانند شادي و مسرت را در وجود کودکان خود نيز پرورش دهند.
منبع: رومه شرق
عواملی که مانع از داشتن مدرسه شاد می شوند عبارت اند از:
1- زنگ های کوتاه تفریح
2- سنگین و حجیم بودن کتاب های درسی (که عملا فرصتی عمیق مطالب باقی نمی گذارد
3- محیط خشک و بدون جاذبه مدرسه
4- ساختمان فرسوده و تزئینات و رنگ آمیزی نامناسب و نورگیر نبودن کلاس های مدرسه
5- داشتن دوست های افسرده
6- تدریس به شیوه عموماً سنتی و خشک
7- معلم محوری
8- اام پذیرش بی چون و چرای دانش آموز
9- برگزاری اردو های کم و کوتاه مدت
10- رابطه ی غیر صمیمی و خشک بین معلم و دانش آموز
منبع: رومه شرق
درباره این سایت